سلام 
تولدت مبارک عزیزم سارای گلم تو که بهتر از هر کسی میدونی فعلا روزگار چه جوری یکم کج کرده دیگه از همین جا بگم در بست مخلصیم شرمنده عزیز دلم دوسستدارام تولدت مبارک میام دیدنت از دلت در میارم این کم لطفی رو بدون که هیچ وقت فراموشت نمیکنم و واسم عزیزی ![]()
![]()

تولدت تولد تولدت مبارک
عزیزه من گله من تولدت مبارک
عزیز شدی تو گل شدی شدی مثله عروسک
عزیزه من گله من تولدت مبارک
رو سقفه این اتاقه یه عالمه ستاره
میخوام تولدت رو جشن بگیرم دوباره
فشفشه های روشن بادکنکای رنگی
تودستامون میرقصن رقصه به این قشنگی
وقتشه که فوت کنی شمع هاروخاموش کنی
شادی رومهمون کنی غم روفراموش کنی
نگاه نکن اینقده تو اینه خودت رو
بیا ببر عزیزم کیکه تولدت رو
۲۹ تیر ماه

دوستتدارام ایشالا هزار ساله بشی گل خوشکلم

سلام 
![]()
آموخته ام که : باد با چراغ خاموش کاري ندارد .
آموخته ام که : به چيزي که دل ندارد ، نبايد دل بست .
آموخته ام که : خوشبختي ، جستن آن است نه پيدا کردن آن .
آموخته ام که : عشق مرکب حرکت است ، نه مقصد حرکت .
آموخته ام که : چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهند .
آموخته ام که : موفقيت يک تعبير دارد ( باور داشتن موفقيت) .
آموخته ام که : اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد ، نه زمان .
آموخته ام که : مهم بودن خوب است ، ولي خوب بودن از آن مهمتر .
آموخته ام که : گاهي مهربان بودن ، بسيار مهمتر از درست بودن است .
آموخته ام که : تنها کسي مرا شاد مي کند که مي گويد تو مرا شاد کردي .
آموخته ام که : اگر در ابتدا موفق نشدم ، با شيوه اي جديدتر دوباره بکوشم .
آموخته ام که : تنها اتفاقات کوچک زندگي است که زندگي را تماشايي مي کند .
آموخته ام که : بايد شکرگزار باشيم که خدا هر آنچه ما مي طلبيم ، به ما نمي دهد .
آموخته ام که : هر گز نبايد به هديه اي که از طرف کودکي داده مي شود ، نه گفت .
آموخته ام که : هر چه زمان کمتري داشته باشيم ، کارهاي بيشتري انجام مي دهيم .
آموخته ام که : هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمکش نيستم ، دعا کنم .
آموخته ام که : لبخند ارزانترين راهي است که مي توان با آن نگاه را وسعت بخشيد .
آموخته ام که : در جست و جوي محبت و خوشبختي زماني براي تلف کردن وجود ندارد .
آموخته ام که : بهترين کلاس دنيا کلاسي است که زير پاي خالق ترين فرد( خالق يکتا ) است .
آموخته ام که : تنها چيزي که يک شخص مي خواهد فقط دستي است براي گرفتن او
و قلبي است براي فهميدنش.
آموخته ام که : خداوند متعال همه چيز را در يک روز نيافريد ، پس چطور مي شود که من همه چيز را در يک روز به دست آورم .
خدا نگهدار و به امید دیدار
*ازدواج....

تا حالا چه اندازه به این موضوع فکر کردین؟
اگه از من میپرسین که همینجا خدمت تک به تکتون اعلام میکنم....0%
خیلی ها هستن ازدواج میکنن...خوشبختن
...خیلی ها هم هستن که ازدواج میکنن به امید اینک به خوشبختی برسن...ولی بدتر از چاه میوفتن تو چاله
خیلی ها هم ازدواج میکنن و خوشبختن و لی اینقدر این خوشی و خوبی تو ذهنشون بزرگ شده که خوشبختی الانشون رو نمیبینن و مدام از این خوشبختی مینالن.![]()
حالا منظورم از این حرفا چی بود؟
امروز سالگرد عروسی یکی از بهترین دوستامه.....![]()
![]()
از نظر خودش خوشبخته و خوشبخت هم ایشالله باقی میمونه.از نظر ما هم خوشبخته...ولی مهم خود آدمه.
امروز دوتا فرشته مهربون و پر احساس دست به دست شدن...![]()
امروز روز زفافه...یه زفاف باشکوه و رویایی.![]()
امروز یه روز نابه...
یه روز بکر...یه روز خوب..یه خاطرهء بزرگ.![]()
امروز برای من...برای اون...برای ما...یه چیز دیگس![]()
امروز ...روزیه که انتظار به سر اومد...سختی تموم شد....آرزوی محال دستش رو داد به واقعیت و گفت : یا علی ...بزن قدش.![]()
امروزِ چند سال پیش یه پسر و دخترِ مجرد عقدشون جاری شد....تو آسمون...با اینکه پاهاشون رو زمین بود ولی... رو آسمون برا همیشه با هم عهد کردن که از امروز تا همیشه با هم باشن![]()
عزیزم امروزت مبارک و هر روزت مثل امروز.![]()
![]()
انقدر امروز پرشکوه و دوست داشتنیه...که شاید من و ما نتونیم این اقتداس و شکوه رو درک کنیم...
ولی حداقل میتونیم بگیم:
بوس بوس بوس (بدو بغلم)![]()
شادونه جونم....خوشبخت باشی و خوشبخت بمونی....دوست داریم.![]()
![]()
پ.ن :نازی یادته رفتیم عروسی شادونه اینجوریا هی میرقصیدیم؟
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوست دارم گلم .
سلام 
![]()
![]()
البته اگر سوغاتی نمیخواین جا سبزی هم بیارید بد نیستا
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام 
حالا بزارید از دعوت نامه بگم من امسال همون روز اول عید رفتم تهران پیش غرلکم آخه خیلی دلم واسش تنگ شده بود و تنها هم بود دیگه برنامه رفتن من حسابی جور شد همه دادشون در اومده بود که کجا داری میری داری فرار میکنی و از این حرفا منطقه ما ایام عید حسابی سر سبزه و آب و هوائی خوبی داره همه اقوام و دوست و آشناها محبت خودشون رو توی عید نشون میدن وبه ما یه سری میزنن. همون روز اول عید که همه خونه مامان جونم جم بودن من حرکت کردم نمیدونم چرا اینجوری شد ولی خدائی خیلی سریع تصمیم گرفتم واسه رفتن.رفتم تهران یه چند روزی با غزل بودم نمیدونم یه چیزی انگار هی نهیب میزد بهم که تو که تا اینجا اومدی بیا یه سرم به مشهد بزن خلاصه بعد از
خدائی بچه ها مادر جون من پادرد شدید داره بیچاره سنش زیاده پیری و 1000 درد دیگه ولی همچین دنبال این ماشین میدوید که بیا و ببین خلاصه با کلی بد بختی خودمو رسوندم دستمو گرفتم به در ماشین مادر جونمم کشیدم بالا خدائی فیلم هندی بودا از درو دیوار